به لطف خدا برای سومین بار دانشجو شدم: دکترا قبول شدم :)
برچسب:
نویسنده: آرین زارعیپور
با یک دنیا امید و اشتیاق، آغوشمو به روی مهرماه باز کردم.
امید، آخرین مسکن قوی برای تحمل سختی هاست! کنار امید اگه تندرستی و پشتکار هم باشه، کمر نمیشکنه، قامت خم نمیشه، خم به ابرو نمیاد.
خدایا شکرت که تن و بدن سالمی دارم و مقدار زیادی امید.
برچسب:
نویسنده: آرین زارعیپور
برچسب:
نویسنده: آرین زارعیپور
دیشب در آستانۂ ورود به 32 سالگی، جلسهای برای رسمی کردن رابطه مون داشتیم که حس میکنم قدم خوب و بزرگی برداشته شد :)
هرچه بیشتر نسبت به انتخاب شریک زندگیم مطمئن و دلگرم شدم و از ته دل خوشحالم که خانواده هامون اینهمه با هم مشترکات و صمیمیت و آشنایی دارن.
پس پیش به سوی ساختن زندگی متاهلی!
32سالگی عجب سال پرمشغله و سختی بشه! درس و دانشگاه و ازدواج و...
خدایا به امیدت
برچسب:
نویسنده: آرین زارعیپور
شانزده روزه که رسماً نامزد شدیم و از بابت همه چیز خوشحالم و هزار بار خدا رو شکر میکنم. در مجموع راضی هستم بااینکه همه چیز داره به سرعت باد پیش میره و مجبوریم با بدو بدو و تحمل خستگی کارهامونو بکنیم. ا
برچسب:
نویسنده: آرین زارعیپور

به تاریخ 13 آبان 98 یا همون روز دانش آموز
با یار مهربونم عقد کردیم و یک خان دیگه رو پشت سر گذاشتیم :)
برچسب:
نویسنده: آرین زارعیپور
وبلاگمو همچین خاک گرفته که وقتی میام نزدیکش سرفه م میگیرهحال من خوب است ملالی نیست جز دوری یار :) اونم کلی خودشو به آب و آتیش زد برگرده شهر خودمون ولی موقعیت کارش اینجا انقدر ناعادلانه و حق خورانه بو
برچسب:
نویسنده: آرین زارعیپور