خرید بک لینک

به لطف خدا برای سومین بار دانشجو شدم: دکترا قبول شدم :)

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:48

با یک دنیا امید و اشتیاق، آغوشمو به روی مهرماه باز کردم.

امید، آخرین مسکن قوی برای تحمل سختی هاست! کنار امید اگه تندرستی و پشتکار هم باشه، کمر نمیشکنه، قامت خم نمیشه، خم به ابرو نمیاد.

خدایا شکرت که تن و بدن سالمی دارم و مقدار زیادی امید.

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:48

مهرماه 94 دو گروه فارسی عمومی داشتم که یکیشون جزو بهترین گروههای درسی ای بوده که تابحال داشتهم و یادمه به ذوق همون دانشجوها میرفتم دانشگاه! بس که بانشاط و فعال و خوشرو بودن. نصف کلاس جزو رشتۂ ادبیا

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:48

دیشب در آستانۂ ورود به 32 سالگی، جلسهای برای رسمی کردن رابطه مون داشتیم که حس میکنم قدم خوب و بزرگی برداشته شد :)

هرچه بیشتر نسبت به انتخاب شریک زندگیم مطمئن و دلگرم شدم و از ته دل خوشحالم که خانواده هامون اینهمه با هم مشترکات و صمیمیت و آشنایی دارن.

پس پیش به سوی ساختن زندگی متاهلی!

32سالگی عجب سال پرمشغله و سختی بشه! درس و دانشگاه و ازدواج و...

خدایا به امیدت

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:48

شانزده روزه که رسماً نامزد شدیم و از بابت همه چیز خوشحالم و هزار بار خدا رو شکر میکنم. در مجموع راضی هستم بااینکه همه چیز داره به سرعت باد پیش میره و مجبوریم با بدو بدو و تحمل خستگی کارهامونو بکنیم. ا

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:48

به تاریخ 13 آبان 98 یا همون روز دانش آموز با یار مهربونم عقد کردیم و یک خان دیگه رو پشت سر گذاشتیم :)

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:48

وبلاگمو همچین خاک گرفته که وقتی میام نزدیکش سرفه م میگیرهحال من خوب است ملالی نیست جز دوری یار :) اونم کلی خودشو به آب و آتیش زد برگرده شهر خودمون ولی موقعیت کارش اینجا انقدر ناعادلانه و حق خورانه بو

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:48

صفحه بندی